السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
789
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
درآورد ، و برايش فرزند آورد و درهاى ورود به مسجد جز در او را بست و روز خيبر پرچم را به او داد . احمد آن را نقل كرد و اسنادش حسن است . نسائى از علاءبنعراء نقل كرده گويد : « به ابنعمر گفتم : از على و عثمان مرا خبر ده و حديث را آورده كه در آن است : و امّا على ، دربارهى او از كسى سؤال مكن ، به جايگاهش نزد رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم بنگر ، درهاى ما به مسجد را بست و دَر او را باز گذاشت . و رجال آن صحيح است ، جز علاء و يحيىبنمعين و ديگران او را ثقه دانستهاند . و اين حديثها يكى ديگرى را تقويت مىكند و هر نقلى از آنها صلاحيت براى احتجاج دارند چه رسد به همهى آنها . » « 1 » و ابنحجر گفت : « ابنعمر به مقدم داشتن على بر غير او اعتراف كرده است . همانگونه كه در حديثى كه در باب قبلى آوردم ، آمده است . » « 2 » و شيخ عبدالحق دهلوى در « اللمعات فى شرح المشكاة » در شرح حديث ابنعمر دربارهى برترىدادن ( مفاضله ) گويد : « گفتهاش : ميان آن دو برترى قرار نمىدهيم . گفتند : بزرگسالان و بزرگان را اراده كرده بود ، كسانى كه اگر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در كارى غمگين شد ، با آنان مشورت مىكرد . و على در دوران او صلى الله عليه و آله و سلم كمسال بود و الّا برترى او را پس از آنان كسى انكار نمىكند . و نيز : برترى ميان صحابه بدون شبهه ثابت است ، مانند اهل بدر و اهل بيعت رضوان و دانشمندان صحابه . و احمد از ابنعمر نقل مىكند كه گفت : در زمان رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم بهترين مردم بعد از رسولخدا را ابابكر و سپس عمر مىديديم و گفت : و امّا علىّبنابىطالب سه ويژگى داشت كه اگر يكى از آنها را من داشتم ، از دنيا و آنچه در آن است بهتر بود . رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم دخترش را به همسرى او داد و از او برايش فرزند بود ، و درهاى مردم به مسجد را جز دَرِ او بست و روز خيبر پرچمش را به او داد . نسائى روايت كرد كه از ابنعمر سؤال شد : دربارهى عثمان و على چه مىگويى ؟ اين حديث را نقل كرد و سپس گفت : از على نپرسيد و هيچكس را با او
--> ( 1 ) . فتحالبارى 7 / 12 . ( 2 ) . فتح البارى 7 / 13 .